عید های مسیحیان


عید های مسیحیان کدامند؟

1. کریسمس
2. عید پاک
3. عید پنطیکاست

1. کریسمس، جشنی است که هر سال به منظور گرامی داشت سالروز تولد مسیح برگزار می‏شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار می‌کنند.

2. عید پاک یا قیام، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان و یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان پس از کریسمس است. قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود.

3. عید پنطیکاست، برای مسیحیان روز پنطیکاست اهمیت خاصی دارد، زیرا در اولین عید پنطیکاست پس از مرگ و قیام عیسی، روح‏القدس‏ با قدرت عظیم بر شاگردان او نازل شد. در آن زمان، شاگردان از روح‏القدس‏ پر شدند و تعمید روح‏القدس‏ را یافتند (اعمال رسولان ۲: ۱-۴).

نگاهی کوتاه به تولد و مرگ و قیام عیسی مسیح


نگاهی کوتاه به تولد و مرگ و قیام عیسی مسیح

سرزمین فلسطین، زادگاه مسیح، در آن روزگار در اشغال رومی ‌ها بود. ایشان با پنجه ‌ای آهنین بر یهودیان حکمرانی می‌کردند. مسیح، پسر خدا، در یک سرزمین اشغال ‌شده چشم به جهان گشود، در میان قومی تحت ستم! اینها چقدر با صحنه ‌های شاد و پُرزینت که در این ایام کریسمس در کوچه و بازار می‌بینیم تفاوت دارد! وقتی مسیح قدم به این جهان می‌گذاشت، از این زینت ‌آلات و زرق و برق ‌ها خبری نبود! او "خود را خوار ساخت".

مریم، مادر عیسی، و یوسف، افراد فقیری بودند. آنها وقتی چند هفته پس از ولادت عیسی، برای اجرای آیینهای طهارت به معبد بزرگِ شهر اورشلیم رفتند، می‌بایست به خدا قربانی تقدیم کنند. طبق دستور شریعت موسی، ایشان می‌بایست بره ای یک ‌ساله به ‌عنوان قربانی تقدیم می‌کردند. اما در شریعت آمده بود که اگر زن و شوهری فقیر باشند، می‌توانند به ‌جای بره، دو قُمری یا دو جوجه کبوتر تقدیم کنند (کتاب لاویان ۱۲:‏۸). عیسی نه تنها در کاخ پادشاهان و بزرگان به دنیا نیامد، و نه تنها گهواره‌ اش آخور گوسفندان بود، بلکه خانواده‌ ای فقیر نیز داشت. او مانند بسیاری از ما، در فقر و نداری بزرگ شد. او زندگی سختی را پشت سر گذاشت. خدای ما خدایی است دردآشنا. او در رنجهای ما شریک شده است.
اما فداکاری پسر خدا به این نیز ختم نمی‌شود. پولس می‌فرماید: "و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید." عیسی مسیح، پسر خدا، کسی که فروغ جلال خدا و مظهر کاملِ ذات او بود، مرگ را با آغوش باز پذیرفت. اما نه مرگی ساده و طبیعی، بلکه مرگِ بر صلیب. خودِ رومی‌ها اقرار می‌کردند که اعدام به‌وسیلۀ صلیب، شرم‌آورترین و دردناکترین نوع اعدام‌ها است. این را یک مورخ رومی نوشته است. رومی‌ها معمولاً هیچ‌گاه یک شهروند رومی را با صلیب اعدام نمی‌کردند. اعدام با صلیب مخصوص بردگان شورشی بود، کسانی که علیه اقتدار روم قیام می‌کردند. شخصِ اعدامی را کاملاً برهنه بر صلیب میخکوب می‌کردند یا با طناب به آن می‌بستند و او را به حال خود رها می‌کردند تا جان بکـَنـَد. در چنین حالتی، شخص ممکن بود دو یا سه روز از صلیب آویزان باشد. پاهای او را نیز یا به صلیب میخکوب می‌کردند یا تیر چوبی کوچکی زیر پایش نصب می‌کردند تا بتواند وزن بدن خود را بالا بکشد و تنفس کند. محل اعدام را نیز در جاده‌ای پررفت و آمد تعیین می‌کردند تا رهگذران بتوانند ببینند سرنوشت قیام علیه اقتدار روم چیست.
عیسی را نیز به همین شکل مصلوب کردند. او با شرم‌آورترین وضعی، در مقابل انظار همه، برهنه بر صلیب میخکوب شده بود. رهگذران و بزرگان قوم یهود او را مسخره می‌کردند و می‌گفتند که اگر همان مسیح موعود و پسر خدا است، از صلیب پایین بیاید. آبروریزی از این بیشتر امکان نداشت. به همین جهت است که پولس رسول با تأکید می‌فرماید که "حتی مرگ بر صلیب".
اما عیسی در اثر ضربات هولناک تازیانه که صبح همان روز بر بدن مبارکش نواخته بودند و خون‌ریزی‌هایی که کرده بود، شش ساعت بیشتر بر روی صلیب زنده نماند. باید بدانیم که تازیانۀ رومی‌ها فقط از چرم ساخته نمی‌شد، بلکه قطعات سرب یا استخوان به تسمه‌های تازیانه وصل می‌کردند که هر ضربۀ آن می‌توانست جراحات عمیقی در گوشت بدن ایجاد کند. خدای ما خدایی است که پسر خود را فرستاد تا با فجیع‌ترین مرگ جان بسپارد. خدای ما در رنج ما شریک شده است.
عیسی، پسر خدا، به این شکل تاوان گناهان ما را پرداخت کرد. آدم و حوا کوشیدند مانند خدا شوند، و ما نیز که از نسل ایشان هستیم، می‌کوشیم به بالاترین درجه برسیم، تا به حد خدایی. فکر نکنید که من و شما جز این هستیم و تفاوت داریم. اگر میدان به دست ما هم بیفتد، ما نیز خواهیم کوشید به حد خدایی برسیم و سرنوشت یک ملت را در دست خود بگیریم. این را در طول تاریخ و در زندگی مملکت‌داران دیده‌ایم و می‌بینیم. اگر انسان می‌کوشد به خدایی برسد، خدا در شخص پسر خود، عیسی مسیح، خود را به حد انسان پایین آورد. و نه تنها به حد انسانی عادی، بلکه انسانی که حاضر شد چنین بی‌آبرویی و خفتی را تحمل کند. او با این فداکاری خود، پادزهر گناه ما را فراهم ساخت. خدای ما در شخص عیسی مسیح، پسرش، تلاش نافرجام آدم و حوا، و هر انسانی را، واژگون ساخت و به این طریق، پادزهر گناه و شرارت را تدارک دید. خدای ما خدایی است که در رنج انسان شریک شده است.

اما کار خدای ما در این نقطۀ فاجعه ‌آمیز به پایان نرسید. او در روز سوم، عیسی را زنده کرد. عیسی از میان مردگان برخاست و خود را بارها زنده به پیروانش نشان داد. به این ترتیب، خدا مُهر تأییدی زد بر تمام ادعاهای عیسی و نیز بر فداکاری او بر روی صلیب برای تدارک کفارۀ گناهان. خدا عیسی را سرافراز ساخت و تمامی قدرت را در آسمان و زمین به او بخشید (انجیل متی ۲۸:‏۱۸).
منبع: رادیو مژدهg

شاگردان مسیح


شاگردان مسیح
یعقوب پسر زبدی
نام یکی از دوازده رسولان است و معروف به یعقوب پسر زِبِدی بوده است.
ارتباط خانوادگی
نام پدر او زِبِدی و نام مادرش سالومه و برادر یوحنای رسول بوده است. نام وی معمولا قبل از برادرش یوحنا آمده است و یوحنا معمولا «برادر یعقوب » نامیده شده است که دلالت بر آن دارد که یعقوب برادر بزرگتر بوده است. نام مادر وی به احتمال زیاد سالومه، خواهر مریم، مادر عیسی می باشد، اما این مورد توسط بعضی ها با تردید نگاه کرده می شود. شغل وی ماهیگیری و همراه با پدر و برادرش به تجارت ماهی می پرداخته است. او در ماهیگیری با پطرس و اندریاس نیز شریک بوده است. تعداد قایقها و افرادی که برای آنها کار می کرده اند، نشان بر آن دارد که آنها دارای موسسه ماهیگیری شایان توجهی بوده اند.
خوانده شدن
اولین خوانده شدن یعقوب توسط عیسی، زمانی رخ داد که وی در کنار دریای جلیل قدم می زد. یعقوب با برادرش در قایق پدرشان مشغول تعمیر تور ماهیگیری بودند که عیسی از آنها خواست به دنبال او بروند و آنها قایق را فورا ترک کرده و به دنبال عیسی رفتند. در اناجیل لوقا و یوحنا این ماجرا با جزئیات بیشتری شرح داده شده است که شامل معجزه گرفتن ماهی به تعداد بسیار زیاد بر اساس گفته مسیح، که باعث وحشت آنان از جمله یعقوب و یوحنا می گردد. سپس نام وی را در لیست رسولان مسیح می بینیم.
رسالت
از این زمان به بعد، یعقوب جایگاه برجسته ای در بین رسولان پیدا کرد و همراه با پطرس و یوحنا، از همراهان ویژه عیسی گردید. . وی همراه با یوحنا و پطرس شاهد بر برخاستن دختر یایروس از مردگان توسط عیسی بود. یعقوب یکی از سه شاگردی بود که توسط عیسی به بالای تپه ای برده شد و او حضور الیاس و موسی را با مسیح، و تغییر چهره عیسی را دید. یعقوب همراه با یوحنا و پطرس تنها کسانی بودند که عیسی با خود به باغ جتسیمانی برد ولی وی در آنجا همراه با دو شاگرد دیگر به جای دعا کردن، به خواب فرو رفت.
مدت کوتاهی پس از تغییر چهره عیسی بر بالای تپه، عیسی تصمیم گرفت که به اورشلیم برود و چند نفر را فرستاد تا در سامره برای ایشان محلی برای اقامت بگیرند، اما سامریها به دلیل دشمنی با یهودیان به آنان محلی برای اقامت ندادند. یعقوب و یوحنا پس از اطلاع از جریان، به عیسی گفتند: دعا کنیم تا از آسمان بر آنها آتش ببارد، اما عیسی آنان را ملامت کرد و به واسطه روحیه تندی که این دو برادر داشتند به آنان لقب بُوْانَرجَسْ یعنی پسران رعد داد.
یعقوب و یوحنا بواسطه تاثیری که تغییر چهره عیسی و سایر معجزات عیسی و آگاهی از آخرین سفر عیسی به اورشلیم و ایمان به سلطنت عیسی در ملکوت آسمان، از عیسی خواستند که در ملکوت او بر دست راست و چپ او قرار گیرند. هر چند که آنان پذیرفتند که از همان جامی که عیسی می نوشد، بنوشند، اما عیسی به آنان گفت که اختیار نشتن بر دست راست و چپ او، در اختیار وی نمی باشد. در انجیل متی درخواست از عیسی ، توسط مادر یعقوب و یوحنا ابراز می شود.
پس از ورود به اورشلیم زمانی که عیسی در کوه زیتون، مقابل معبد خدا نشسته بود، یعقوب یکی از چهار شاگردی بود که همراه مسیح در کوه زیتون بود و وی یکی از کسانی بود که در مورد خراب شدن ساختمانهای عظیم و هیکل از عیسی سوال کرد.
یک روز پس از رستاخیز، عیسی‌ باز در کناره‌ دریای‌ طبریه‌، برای سومین بار در بین شاگردان حضور پیدا کرد، یعقوب نیز در بین شاگردان حضور داشت و شاهد معجزه صید صد و پنجاه و سه ماهی بود و در خوردن نان و ماهی با عیسی شرکت داشت.
درگذشت
یعقوب اولین شهید در بین رسولان بود. ایمان و تعصب یعقوب به پیروی از مسیح، باعث نفرت و ترس یهودیانی که دشمن مسیحیان بودند، گردید. یعقوب در زمان پادشاهی هیرود اغریپاس اول و مدت کوتاهی قبل از مرگ او، در زمانی که او به آزار و شکنجه پیروان مسیح می پرداخت به دستور هیرود در سال ۴۴ پس از میلاد با شمشیر به شهادت رسید. و همانطور که مسیح گفته بود: “ پیاله‌ای‌ را که‌ من‌ می‌نوشم‌ خواهید آشامید و تعمیدی‌ را که‌ من‌ می‌پذیرم‌ خواهید پذیرفت‌ “، به انجام رسید. وی تنها رسولی است که شهادت وی در کتاب مقدس ذکر شده است.
بنا بر روایات، یعقوب پس از کار در اورشلیم به اسپانیا رفته و در آنجا موعظه می کرده است. وی دارای جایگاه خاصی در تاریخ اسپانیا می باشد. وی در اسپانیا به نام یعقوب کبیر نیز شناخته می شود.